امروز سه شنبه, 02 بهمن 1397 - Tue 01 22 2019

منو

"حکمروایی تغییر آب و هوا" اثری جدید در مطالعات جغرافیای سیاسی

کتاب "حکمروایی تغییر آب و هوا" تالیف هریت باکلی و پیتر نیوول به زبان فارسی ترجمه و وارد بازار کتاب شد.

به گزارش پایگاه خبری «جغرافیای سیاسی»، کتاب "حکمروایی تغییر آب و هوا" تالیف هریت باکلی و پیتر نیوول توسط دکتر محمد کاظم شمس پویا، دکتر علی محمدنژاد، علی اصغر لشگری و آرش قربانی سپهر به زبان فارسی ترجمه و از سوی انتشارات پاپلی و انتشارات کتاب امید زمستان 1396 وارد بازار کتاب شد.

در بخشی از مقدمه مترجمان این کتاب آمده است:

اهمیت این کتاب از آن‌روست که نقش ویژه‌ای برای فرآیندهای تصمیم‌گیری و حکمروایی خوب در اداره‌ی مسائل آب ‌و هوایی قائل شده است و برای کنشگران غیردولتی و اجتماع‌محور نیز جایگاه ویژه‌ای را در نظر گرفته است. درمورد فصول و محتوای کتاب در مقدمه‌ي مؤلفان به‌روشنی بحث شده است؛ از این‌رو در اینجا فقط به ارائه‌ی توضیح مختصری بسنده مي‌شود.

این کتاب از 6 فصل تشکیل شده است. در مقدمه‌ی نوشتار، نویسندگان پس از بررسی موضوع حکمروایی تغییر آب ‌و هوا از چالش‌های پیش‌روی توافق‌ها و تلاش‌های بین‌المللی برای ترسیم چشم‌انداز مناسب حکمروایی تغییرات آب ‌و ‌هوایی سخن گفته‌اند و فرآیندها و مقیاس‌های گوناگونی که در سیاست‌های آب ‌و هوایی تأثیرگذارند و لزوم مشارکت کنشگران غیردولتی برای سیاست‌گذاری تغییر آب ‌و هوا و، بازاندیشی درمورد رویکردهای مرسوم برای تبیین حکمروایی تغییر آب ‌و هوا را به بحث گذاشته‌اند. در فصل نخست نیز، پس از بیان تاریخچه‌ای مختصر در‌مورد حکمروایی تغییر آب ‌و هوا، نقش جوامع علمی در حکمروایی تغییر آب ‌و هوا، نقش سیاست‌های شمال و جنوب، سیاسی‌شدن مسئله‌ي تغییر آب ‌و هوا، و همچنین، روند روزافزون بازاری‌شدن حکمروایی آب ‌و هوا در دوران نئولیبرالیسم مورد کندوکاو قرار گرفته و مؤلفان به‌درستی اشاره می‌کنند که «‌دنیای حکمروایی آب ‌و ‌هوا تبدیل به آزمایشگاه تجربیاتِ رویکردهای مبتنی بر بازار شده است».

در فصل دوم، مؤلفان به‌صورت ویژه به مسئله‌ی مهم انصاف و عدالت در حکمروایی تغییر آب ‌و هوا، و طرح مباحثی همچون «استعمارگری کربن» و «بی‌عدالتی آ‌ب ‌و هوا» پرداخته و از این‌رو، راه را برای درک بی‌عدالتی‌هایی که در عرصه‌ی حکمروایی آب و ‌هوایی وجود دارد هموار ساخته‌اند و توجه خوانندگان را به این نکته معطوف می‌دارند که تضاد بین نواحی صنعتی‌شده‌ی ثروتمند و نواحی کمترتوسعه‌يافته‌ی جهان موجب می‌شود که تغییر آب ‌و ‌هوا در درجه­­ی نخست، مسئله­­ی عدالت اجتماعی و انصاف (برابری) تلقی شود. سپس، بحث با پیگیری موضوع مسئولیت‌پذیری و سه پرسش کلیدی ادامه یافته است. پرسش‌هایی همچون: چه‌کسی هزینه­های اقدام برای کاهش پیامدهای تغییر آب ‌و ‌هوا و سازگاری با آن را می­پردازد؟ و چه‌کسی هزینه­های اقدامات و یا عدم توجه ما به این موضوع را متحمل می­شود؟

در فصل سوم، ظهور حکمروایی آب ‌و هوا در فراسوی دولت‌-‌ملت‌ها به‌عنوان کنشگران سنّتی آب ‌و هوا تبیین شده است. بدین منظور در گام نخست، ریشه‌های حکمروایی تغییرات آب ‌و‌ هوایی فراملی و «کارکردهای» حکمروایی شبکه‌های فراملی و در گام دوم، انواع گوناگونِ شبکه­های فراملی حکمروایی تغییرات آب ‌و ‌هوایی که طیفی از شبکه­ها و بازیگران را در‌بر می­گیرد، معرفی شده است. پایان فصل نیز، به موضوعات و چالش­های موجود در مسیر حکمروایی تغییرات آب و هوایی که منجر به تشدید این پدیده شده است اختصاص دارد.

اما، لزوم توجه به کنشگران نوظهور در حکمروایی تغییر آب ‌و هوا یکی از موضوعاتی است که در این نوشتار بر آن تأکید شده است. یکی از این کنشگران، اجتماعات محلی و بازیگران اجتماع‌-محور به‌شمار می‌روند که نقش آن‌ها در سیاست‌های تغییر آب ‌و هوا روبه افزایش است. همین موضوع بهانه‌ای برای نگارش فصل چهارم نوشتار است که در آن بر پاسخ­های اجتماع-‌محور و نقش آن‌ها در حکمروایی تغییر آب‌ و‌ هوا تمرکز شده است. در این فصل افزون‌بر اینکه، اهمیت‌ اجتماعات محلی در حکمروایی تغییرات آب ‌و هوایی مطرح می‌شود، بر لزوم تجدیدنظر در شیوه‌ی عمل دولت و لزوم تفویض وظایف و اختیارات به اجتماعات محلی پای‌فشاری نموده و مؤلفان باردیگر سخن خود در دیباچه‌ی کتاب را تکرار می‌کنند که «مفهومی از حکمروایی آب ‌و‌ هواییِ جهانی که معطوف و محدود به مقیاس جهانی و نهادهای دولت­ محور است­، دیگر کارایی ندارد».

فصل پنجم درباره‌ي حکمروایی خصوصی تغییر آب ‌و هواست. امروزه بازیگران بخش خصوصی در حکمروایی مرسومِ تغییر آب ‌و هوا از جمله در طیفی از موضوعات همچون تجارت انتشار گازهای گلخانه­ای، بازار تنظیم کربن، سرمایه‌گذاری در زمینه‌ی فناوری و استفاده از طیف گسترده‌ای از ابزارهای مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکتی و راهبردهای سرمایه­گذاری سهم بسزایی را به خود اختصاص داده‌اند که به‌راحتی نمی‌شود از آن چشم‌پوشی کرد. در این فصل این مسئله بررسی شده است که چگونه بازیگران بخش خصوصی به‌طور ‌فزاینده­ای اشکال حکمروایی مختص به خود که با چالش‌هایی نیز همراه است را ایجاد می‌کنند.

در پایان نوشتار، مطالب ارائه‌شده در سایر فصول با نگاهی انتقادی و رویکردی علمی و تحلیلی جمعبندی شده است و، سرانجام به گذار از الگوی سنّتی اداره‌ی امور آب ‌و هوا به الگوها و رویکردهای جدیدتر و کارآمدتر اشاره می‌شود که به تعبیر مترجمان می‌شود از آن به‌عنوان الگوی «گذار از حکومت به حکمروایی در تغییر آب ‌و هوا» نام برد.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (2)

  • مهمان (مصطفی رحمانی)

    بسیار عالی؛ کتاب نفیس و ارزشمندی خواهد بود

  • مهمان (محمد)

    سلام
    با تشکر از سایت خوب شما
    کتاب مذکور با جغرافیای سیاسی، جغرافیای شهری، اقلیم شناسی و حتی شهرسازی و علوم سیاسی رابطه دارد و فقط مختص به جغرافیای سیاسی نیست